یا بمیریم یا شاد باشیم؟؟!!

چند وقته به خاطر قیمت ها و شرایط مالیِ کشور خیلی آدمای ناامید اطراف خودم میبینم و حتی خیلی اوقات خودم هم بهش دچار میشم.اما چاره چیه؟ یا باید بریم مثل نهنگ ها همه با هم خودکشی کنیم، یا زنده بمونیم و زندگی کنیم. اگر بخش اول رو انتخاب کردید، توصیه می کنم یه جور […]

سفر به دل سبز کویر – طبس

همیشه وقتی اسم طبس رو میشنیدم یه شهر خشک و کویری بدون هیچ طبیعت و جذابیت دیدنی توی ذهنم تجسم میشد و هیچ وقت هیچ برنامه ای برای سفر به طبس نداشتم،تا اینکه خیلی ناگهانی تصمیم گرفتم با یک گروه یه سفر سه روزه به طبس برم،سفری که باعث شد بفهمم هنوز باید بیشتر کشورمو […]

سال نو، یه عالمه اتفاقات نو.موفقیت های نو

سلام و خداقوت. دوباره یک سال جدید شروع کردیم. سال ها که دارن همینطور سریع میان و میرن و این ماییم که باید ببینیم توی این گذر زمان چه چیزهایی به دست آوردیم. به نظرم اگر تا الان هدفی برای زندگیتون مشخص نکردید، امسال یه دونه برای خودتون مشخص کنید.مهم نیست چی باشه(البته مهمه، اما […]

ما باید انقلاب کنیم! اما …

ماجرا از اونجایی شروع شد که اکبر آقا، همسایه طبقه آخر آپارتمان به این نتیجه رسید که مدیر فعلی آپارتمان یعنی آقای روبندیان داره از پست مدیریت ساختمون سو استفاده میکنه و طناب لباساشو توی حیاط که متعلق به همه ست پهن میکنه! تازه پولای شارژی که میگیره هم معلوم نیست چیکار میکنه چون همیشه […]

من دیگه روزه نمیگیرم…خب به جهنم!

  • من دیگه روزه نمیگیرم
  • باشه نگیر، هر طور راحتی…

انتظار نداشتم اینقدر راحت و سرد باهام برخورد کنه، احساس می کردم الان کلی ازم دلیل میپرسه و سعی میکنه قانعم کنه که روزه بگیرم، اما هیچ کاری نکرد .

  • دلیل محکم و عقلانی هم دارم، روزه بهم فشار میاره، جسمم هم نمیتونه تحمل کنه، خب خدا هم گفته اگه نمیتونید نگیرید دیگه.

یه نگاه معمولی بهم انداخت، یه لبخند ملیح زد و راهشو کشید و رفت. عجب آدمیه، چرا هیچ کاری نمیکنه که جلوی منو بگیره، انگار احساس میکردم حتما اون باید تصمیم منو تایید کنه، پس دنبالش راه افتادم:

  • خب روزه مال زمونای قدیم بود دیگه، الان ما نمیتونیم بشینیم تو خونه عبادت کنیم، الان باید کار کرد، مطالعه کرد، تلاش کرد… روزه آدمو ضعیف میکنه!

بیشتر بخوانید دربارهمن دیگه روزه نمیگیرم…خب به جهنم!